عباس اقبال آشتيانى
414
تاريخ مغول ( از حمله چنگيز تا تشكيل دولت تيمورى ) ( فارسى )
در همانجا وفات يافت و جسدش را به ميبد انتقال دادند . از امير شرف الدّين مظفر بن منصور بن غياث الدّين حاجى خراسانى يك پسر ماند و دو دختر . پسر او همان امير مبارز الدّين محمّد است كه اولين آل مظفر محسوب مىشود . يكى از دو دختر او را هم برادرزادهاش امير بدر الدين ابو بكر بن محمد در عقد خود آورده بود و سلطان شاه فرزند اين دختر و امير بدر الدّين ابو بكر است . امير مبارز الدين محمد ( 718 - 765 ) - مبارز الدّين محمّد موقعى كه پدرش وفات كرده بود بيش از سيزده سال نداشت به همين جهت دشمنان خانوادگى ايشان پيش خواجه رشيد الدّين فضل اللّه از ظلم و تعدّى پدرش شكوه بردند و املاكى را كه او بدست آورده بود ادعا كردند . امير بدر الدّين ابو بكر برادرزاده و داماد امير مظفر براى عرض حال خاندان خويش به همراهى مبارز الدّين و خواهر بزرگتر او كه زوجهء امير بدر الدّين بود عازم خدمت اولجايتو شدند و چون در راه جماعتى از راهزنان نكودرى را كه بر ايشان تاخته بودند مقهور كردند و سرهاى آن جماعت را پيش اولجايتو بردند ايلخان ايشان را مورد عنايت قرار داد و حكومت ميبد و محافظت راههاى آن حدود را با عنوان يساولى بمبارز الدّين محمد واگذاشت و مبارز الدّين تا آخر دورهء ايلخانى اولجايتو در اردو مقيم بود . چون ابو سعيد بجاى پدر منصوب شد اين ايلخان او را به همان مقام سابق باقى گذاشت و در سال 717 به ميبد فرستاد . شحنگى فارس را در اين تاريخ امير سيّد عضد الدين محمّد يزدى پدر جلال عضد شاعر معروف داشت . سيّد عضد الدّين در اين سال فارس را رها كرده به وطن خود يزد برگشت و عازم شد كه ديگر به آن سرزمين برنگردد . ابو سعيد اين حركت را به منزلهء طغيان دانسته اتابك يزد حاجى شاه بن يوسف شاه و امير مبارز الدّين را بدفع سيد عضد مأمور كرد و سيد چون پاى مقاومت نداشت باردوى ابو سعيد شتافت و خواست كه مبارز الدّين را مقصر قلم دهد ولى مفيد نيفتاد و خود او مقصر شد و امير مبارز الدّين بشغل سابق خويش برقرار ماند و اين فتح مقدمهء طلوع اختر سعادت او گرديد . در سال 718 برادر شيخ ابو اسحاق اينجو يعنى امير غياث الدين كيخسرو از راه شبانكاره بيزد آمد و با اتابك حاجى شاه طرح دوستى انداخت سپس از آنجا به ميبد شتافت